|
صفحه اول > آرشیو > شماره 13 نیمه دوم مهر 1386
فرهنگی: دانش آموز ملاردی رتبه دوم کنکور دانش آموز ملاردی رتبه دوم کنکور پیک آزادی: لطفاً خودتان را معرفی کنید. نوشین احمدی هستم. فرزند اول خانواده ای چهار نفره، ساکن ملارد هستم و هجده سال دارم، پیش دانشگاهی علوم تجربی خوانده ام و در کنکور زبان انگلیسی شرکت کرده ام. پیک آزادی: چرا تغییر رشته دادید؟ من همشیه مشکل انتخاب دارم. رشته ریاضی را دوست نداشتم، به این خاطر رفتم تجربی. این رشته هم اون چیزی که فکر می کردم نبود به همین دلیل زبان را انتخاب کردم. پیک آزادی: مدرسه تیز هوشان یا غیر دولتی تحصیل کرده اید یا نه؟ تمامی مدارسی که درس خواندم دولتی بوده ، مادرم می گفت کاش تو را می فرستادم غیر انتفاعی، ولی من فکر می کنم اگر غیر انتفاعی درس خوانده بودم این طور نمی شد. خیلی ها غیر انتفاعی درس می خوانند ولی نمی توانند موفق باشند. البته آزمون تیزهوشان یک بار شرکت کردم ولی قبول نشدم . پیک آزادی: ریاضیاتتون خوبه؟ سر کلاس خوب بود اما اینطور نبود که برای کنکور برم تست ریاضی بزنم. درس هایی رو که دوست داشتم مثل ادبیات بیشتر تست می زدم. پیک آزادی: کلاس کنکور هم رفته اید؟ بله. کلاس کنکور رفتنم مثل یک معجزه بود می خواستم توی خونه درس بخونم بر اساس تفکراتی که داشتم. من می تونم و از این حرفها. که یک روز از آموزشگاه ادیبان زنگ زدند و گفتند معدلهای بالا را از مدارس گرفته اند و قصد دارند که بچه ها را بورسیه کنند. من هم جزو بچه هایی بودم که معدلم بالا بود. پبک آزادی: بورسیه ادیبان یعنی چه؟ کسانی که معدل دیپلمشان خوب باشد، بیست مرحله کنکور آزمایشی و کلاس های کنکور ادیبان را رایگان شرکت می کنند. پیک آزادی: چند ساعت در روز برای کنکور مطالعه می کردید؟ بعضی وقتها سه یا چهار ساعت در روز و بعضی وقتها هم هفت یا هشت ساعت. بیشتر توی خرداد ماه درس می خواندم. قبل از کنکور شرایط روحیه خوبی نداشتم. پیک آزادی: گفتید شرایط روحی خوبی نداشتید چرا؟ رشته تجربی را دوست نداشتم. نمی دونستم باید چه کار کنم، از اول نمی دونستم که رتبه ام خوب می شود ولی همیشه می گفتم باید زیر ده بشوم. با خودم می گفتم همه تا ساعت 12 شب درس می خونن ولی من ساعت 9 شب میخوابیدم. پیک آزادی: با توجه به برنامه ای که برای خواندن درس داشتید، با خانواده مشکلی نداشتید؟ از لحاظ خانواده مشکلی نداشتم، می دونستند دارم چه کار می کنم. من با وجود برنامه درسی که داشتم به بقیه کارهایم هم می رسیدم. پیک آزادی: به جز درس خواندن فعالیت دیگری هم داشتید؟ یکی از مشکلاتم این بود که خیلی خسته بودم و دیگه این که خواهر کوچولوم نگین خیلی به من وابسته است و مدام می خواست که بازی کند، انتظار داشت که من باهاش بازی کنم، ماه های آخر برای اینکه لج من و در بیاره، یک دفعه رفته بود توی حیاط و توپ را به زمین می زد، در کل سال کنکور خیلی سخت گذشت، انگار سال کنکور تموم نمی شد. پیک آزادی: توی ایام چه کسی مشوقت بود؟ هر کس که من و تشویق می کرد یا از من تعریف می کرد امیدوارتر می شدم، مادرم همیشه می گفت: نوشین رتبه ات زیر ده می شه. توی این مدت هر وقت که کم می آوردم یا می بریدم، می رفتم پیش مدیر آموزشگاه و استاد زبانم. مادرم خیلی حمایتم می کرد، اما یک مادر نمی تونه حس درس خوندن به بچه اش بده ولی از نظر روحی برایم خوب بود. آقای ذوالفقاری و سایر اساتید به من امیدواری می دادند و من را مصمم تر می کردند. پیک آزادی: چطور از جواب کنکور مطلع شدید؟ از طرف آموزشگاه به من زنگ زدند. اول به من گفتند که رتبه ام بالای 300 شده، باورم نمی شد و بعد رتبه واقعی ام را به من گفتند. پیک آزادی: خودت و خانواده چه حسی داشتید؟ خودم خیلی خوشحال بودم، وقتی فهمیدم رتبه ام چند شده، رفتم و پدر و مادرم را بغل کردم. قبل از کنکور پدرم به من می گفت نوشین قید کنکور رو بزن. رتبه ات کمتر از پنج هزار می شه ... وقتی فهمید رتبه 38 کنکور کشوری و 2 منطقه ای رو آوردم، خیلی خوشحال شد. پیک آزادی: اولین کسی که به خاطر دوم شدن، به شما هدیه داد، چه کسی بود؟ اولین هدیه از طرف آموزشگاه ادیبان بود، البته مادرم هم به من هدیه داد. پیک آزادی: چشم اندازی برای آینده داری؟ بله. تحصیل در ضمن زندگی. من اعتقاد دارم هر آدمی به خاطر یک کاری توی این جهانه که هیچ کس نمی تونه انجامش بده. من دوست دارم معلم باشم تا هم خوب یاد بگیرم و هم به اطرافیانم خوب زندگی کردن رو یاد بدهم. پیک آزادی: راهی که برای آینده انتخاب می کنید، دوست دارید چه شکلی باشه؟ اگر راهی رو انتخاب کنم، سعی می کنم راهی باشه که خودم و دیگران را به خدا نزدیک کند. دوست دارم در آینده یک مؤسسه فرهنگی تأسیس کنم. پیک آزادی: اگر زبان نمی خواندید؟ فلسفه یا روانشناسی می خوندم. حضرت علی (ع) فرموده کار بهترین تفریح است ولی برای بعضی از ما اجبار، چون عاشق شغلمون نیستیم زود خسته می شویم. پیک آزادی: نظرتان درباره : پدر: اعتماد. کنکور: تصویر یک غول که از پشت ذره بین می بینیمش. ورزش: دوچرخه سواری رو دوست دارم و تنیس روی میز رو یک روز ادامه می دهم. کلاس درس: عاشق کلاس هستم. اول دبیرستان: شکوفایی فلسفی ام. بهترین دوره تحصیلی: دوم و سوم راهنمایی و اول دبیرستان. بارون: حس زندگی بهم می ده، حس آسمونی شدن. جوان: بهشون می گم دست های خدا را هیچ وقت رها نکنند. سریع عادی و روزمره نشوند. به نظر من تکرار یعنی مردن. سراغ کاری بروند که دوست دارند، مگر ما چند سال عمر می کنیم، از زندگی لذت ببرند. نشریه پیک آزادی: اگر هدفش بزرگ باشه، پیشرفت می کنه.
|