به قلم سردبیر

 شهروز احدی-کارشناس مدیریت

به کدام امین اعتماد کنیم؟

برخی موضوعات در حدی از اهمیت قرار دارند که فراموش کردن آنها از عقل سلیم به دور است.

حیف و میل بیت المال در شهرداری ملارد یکی از همین موضوعات است که متأسفانه به عنوان نقطه سیاه در تاریخ شهرمان ثبت خواهد شد.

ضمن آنکه عدم حاکمیت تدبیر بر مجموعه حوادث مرتبط با این موضوع فرصت را برای برخی فراهم نموده است که اندک درآمد شهرداری به بیراهه رود.

نکاتی در حاشیه این حیف و میل وجود دارد که   ...

ادامه مطلب

آرشیو سرمقاله
آمار سایت

صفحه اول > آرشیو > شماره 13 نیمه دوم مهر 1386


فرهنگی: داستان کوتاه
داستان کوتاه طیف نقره ای ماه از اتاق طوبی روی صورتش پاشیده شده بود. طوبی ویلچر را چرخاند و به طرف پنجره رفت تا به قرص زیبای ماه که در پهنای آسمان بود، نگاهی کند. دلش گرفته بود. چند وقتی بود که دوست داشت با کسی درد دل کند. با کسی که حرف تازه ای داشته باشد. بالاخره بغض خود را شکست و همان طور که به ماه خیره شده بود، گفت: تو هم مثل من ناامید می شی؟ ... ماه صورت نقره ای خود را از پس چند تکه ابر کاملاً نمایان کرد گفت: آره منم گاهی اوقات دلم می گیره. اما مثل تو ناامید نمی شم. بعضی شب ها هلال باریکی از من و می بینی و گاهی هم مثل امشب تو آسمونم و می تونم با تو حرف بزنم. شب هایی که تو آسمون نیستم، بی قرار و آرزومند لطف خدام، تو آرزوی شبی که تو آسمون قشنگ خدا بدرخشم. اون شب ها شب خواستنه نه ناامید شدن. شب هایی که هلال باریکی از من و می بینی. هنوز تا کمال و به اوج رسیدن فاصله دارم و باز باید از خالقم بخوام و امیدوار توی آسمون باشم و شبی هم که کاملاً توی آسمونم و همه نگاه های آدم ها را به خودم مبهوت می کنم خدا درهای رحمتش را به رویم باز کرده و پاسخ نیایش و التماس و امیدواری و صبرم را داده. پس من مدام در حال عشق بازی با خدا هستم. عشق بازی که همراه صبر و دلسوختگی منه و شبی هم که به آرزویم می رسم باز به فکر لحظه ای می افتم که شاید با تلنگری به خواست خداوند از آسمان پاک و بزرگش، نیست و نابود بشم. پس هیچ وقت به جایگاهم مغرور نمی شوم و لحظه ای هم ناامید نمی شوم. تو باید یادت باشد که همیشه روزنه ای برای نجات هست و آن امید به مهر پروردگاره.