|
صفحه اول > آرشیو > شماره 10 نیمه اول تیر 1386
اجتماعی: سهم ما از امنیت چقدر است؟ سهم ما از امنیت چقدر است؟
کمتر روز و هفته ای را می شود گذراند، کمتر چشمی به یاد و کمتر گوشی به خاطر سپرده است که در این شهر رها شده به حال خویش، چندین و چند فقره قتل و ضرب و شتم و قطع نخاع و اقسام دیگر جراحات بدنی و روانی ناشی از نزاع های دسته جمعی و غیره در حال اتفاق افتادن نباشد. دیگر شهر ما از گمنامی به در آمده و خوشنام اهل نظر است. چه آنانکه به زور و ضرب تورم های سکته ی گاه و بیگاه از مادر شهر تهران کوچانیده می شوند و چه آنانی که از شهر و دیار خودشان در پی یافتن لقمه نانی و سر پناهی و اگر و اگر مقدر گشت کاری در حد بضاعت، همه و همه شهر ما را به نامی و آوازه ای می شناسند. یکی ما را فراری از کوه و دشت و جنگل و دیگری به دور از آداب و فرهنگ شهر نشینی، سومی به زعم خویش ما را قاچاقچی و دزد و آخری به ظن خود ما را به وصف زاهدان کوچک و لس آنجلس و لیان شامپو و ...
به یاد می آورم سالی یا پارسال که خدمت یکی از مسؤلین تازه منصوب رسیدیم و از وی به فراخور مقام و جایگاهش و توان و امکاناتش برای گره گشایی از مشکلات قابل توجه استمداد طلبیدیم که هر چه باشد او سکاندار و زمامدار این شهر است (آن هنگام دعوای شورائیان از بس بالا گرفته بود که رئیس شورای وقت در اقدامی غیر ارادی و عجیب و غریب درخواست انحلال شورا را کرده بود) ایشان با لحنی کامل مقتدرانه جوابی بس محکم به پرسشهای اینجانب داد: که « تمام امور تا 99% بلا اشکال و خوب است و این همه معاون و کارمند مشغول به امر خدمت رسانی اند، بنده وظیفه دارم که اگر تخلفی روی داد گوش ها را بپیچانم).
پس از آن ماجرا این حقیر سراپا تقصیر به گمانم آمد که مسؤل مورد اشاره برای تثبیت امور درابتدای راه گامهای محکم اولیه را سیاست خویش پیشه ساخته که طبعاً امری معقول و قابل پیش بینی است. اکنون از آن ماجرا یکی دو سال می گذرد. اما افسوس هنوز که هنوز است باید با دلهره از خیابان گذر کنیم و دست و دلمان بلرزد ...
راستی آقایان مسؤل سهم ما از امنیت چقدر است؟
|