|
صفحه اول > آرشیو > شماره 11 نیمه دوم تیر 1386
فرهنگی: دلستان دلستان ای که هستی صاحب مال و منال و اعتبار یا که هستی صاحب جاه و مقام و اقتدار گر که هستی بی خبر از گردش دنیای دون گویمت این نکته را دنیا ندارد اعتبار حکمت لقمان حکیم پسر را گفت: امروز طعام مخور و روزه دار و هرچه بر زبان راندی، بنویس. شبانگاه همه را که نوشتی، بر من بخوان، آنگاه روزه ات را بگشا و طعام کن. شبانگاه، پسر هرچه نوشته بود خواند. دیر وقت شد و طعام نتواست خورد. روز دوم و سوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد. روز چهارم هیچ نگفت. شب، پدر از او خواست که کاغذها بیاورد و نوشته ها را بخواند. پسر گفت: امروز هیچ نگفته ام تا برخوانم. لقمان گفت: پس بیا و از این نان که در سفره است بخور و بدان که روز قیامت، آنان که کم گفته اند، چنان حال خوشی دارند که اکنون تو داری.
|