به قلم سردبیر

 شهروز احدی-کارشناس مدیریت

به کدام امین اعتماد کنیم؟

برخی موضوعات در حدی از اهمیت قرار دارند که فراموش کردن آنها از عقل سلیم به دور است.

حیف و میل بیت المال در شهرداری ملارد یکی از همین موضوعات است که متأسفانه به عنوان نقطه سیاه در تاریخ شهرمان ثبت خواهد شد.

ضمن آنکه عدم حاکمیت تدبیر بر مجموعه حوادث مرتبط با این موضوع فرصت را برای برخی فراهم نموده است که اندک درآمد شهرداری به بیراهه رود.

نکاتی در حاشیه این حیف و میل وجود دارد که   ...

ادامه مطلب

آرشیو سرمقاله
آمار سایت

صفحه اول > آرشیو > شماره3نیمه اول تیر 1385


اجتماعی: مصاحبه با دکتر پرویز قاضی فاضلی و همسرش

 

گلی در بوستان 

مصاحبه با دکتر پرویز قاضی فاضلی و همسرش

همیشه هدفم به عنوان یک خبرنگار این بود که به دنبال شخصیت های خوب این باغ (ایران) بروم. به همین دلیل پرسان پرسان نزد یک پزشک و همسرش که او نیز پزشک بود رسیدم. او خانه ای اجاره ای دارد و در یک زیرزمین مطبی اجاره کرده تا به اهالی حسین آباد مهرشهر خدمت کند.

همسایه ها می گویند گاهی خودش سوار بر ماشینش که گویا پیکان مدل 1363 است می شود و برای ویزیت بیماران به منزل آنها می رود. گاه ناچار می شود که از خیر هزینه ویزیت بگذرد. وقتی پیرزنی برای مداوا می آید، حتی در خاطرش نیز نمی گذرد که این پیرزن پولی در بساط ندارد. سالهاست که فی سبیل الله مشغول است. مصاحبه ما را با او می خوانید:

لطفاً خودتان را معرفی کنید:

- پرویز قاضی فاضلی هستم. متولد سال 1346 

اهل کجای ایران هستید؟

- اهل کاغذکنان ارومیه ولی اصالتاً مراغه ای هستم

از چه دانشگاهی فارغ التحصیل شده اید؟

- علوم پزشکی اصفهان در سال 1372

در چه رشته ای؟

- عمومی 

همسرتان چطور؟

- ایشان درهمان دانشگاه در رشته مامایی فارغ التحصیل شده اند

چند فرزند دارید؟

- یک پسر دارم به اسم علی که سه سال دارد

در چه سالی به کرج آمدید؟

- سال 1361

آیا تا به حال به فکر این بوده اید که وام بگیرید و درمانگاه بهتری احداث کنید و یا بخرید؟

- یک بار در سال 1381 یک وام دو میلیون و پانصد هزار تومانی گرفتم که هنوز مشغول پرداخت آن هستم

چرا وام بیشتری نمی گیرید؟

- آخر توانایی پرداخت ندارم، با این درآمدی که بنده دارم نمی توانم اقساط وام سنگین را بدهم خودتان که می بینید اقشاری که به اینجا می آیند مستضعف هستند و گاهی اوقات توانایی پرداخت ویزیت را هم ندارند. من توکل به خدا دارم ولی از اینکه در این شرایط می توانم گره گشا باشم خوشحالم و خدا را شاکرم

آقای دکتر یک خاطره پزشکی برایمان تعریف کنید

- سال 1377 به بنده خبر دادند که در منطقه کاغذکنان ارومیه برف سنگینی باریده و ارتباط هفتاد روستا قطع شده و مردم در آنجا احتیاج به پزشک و دارو دارند. بلافاصله با همین پیکان به آنجا رفتم و بعد از اینکه بولدوزرها راهی باز کردند، به سراغ روستاییان رفتم. بیچاره ها نزدیک به چهل روز در برف گیر افتاده بودند و به هیچ جایی دسترسی نداشتند. با داروهایی که به همراه برده بودم توانستم به اندازه ای مثمر ثمر باشم و مرهمی بر زخم آنان. در اینجا نیز هر وقت از ارگان یا نهادی به بنده یا همسرم احتیاج داشته باشند، سعی می کنیم زود برسیم تا خدایی ناکرده جامه سیاهی بر تن کسی نبینیم.

از آقای دکتر و همسرش به خاطر مصاحبه و وقتی که در اختیار من داده بودند تشکر کردم و بعد از نوشیدن یک چای گرم آنجا را ترک کردم و انشاءالله که محفل آنها همیشه گرم باشد.

حال روی سخن من با مسؤلین وزارت بهداشت است. آقای قاضی و همسرش تنها پزشکانی نیستند که با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند بلکه این معضل گریبانگیر اکثر فارغ التحصیلان رشته پزشکی است. این پزشکان احتیاج به جا و امکانات بیشتری دارند. با دادن وامهای طویل المدت و مکانهای دولتی برای مداوا، این بندگان خدا را یاری کنید.

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود در یافتن این قطره ها، فردا دریایی ثمربخش و بی نیاز برایمان خواهد آورد.