به قلم سردبیر

 شهروز احدی-کارشناس مدیریت

به کدام امین اعتماد کنیم؟

برخی موضوعات در حدی از اهمیت قرار دارند که فراموش کردن آنها از عقل سلیم به دور است.

حیف و میل بیت المال در شهرداری ملارد یکی از همین موضوعات است که متأسفانه به عنوان نقطه سیاه در تاریخ شهرمان ثبت خواهد شد.

ضمن آنکه عدم حاکمیت تدبیر بر مجموعه حوادث مرتبط با این موضوع فرصت را برای برخی فراهم نموده است که اندک درآمد شهرداری به بیراهه رود.

نکاتی در حاشیه این حیف و میل وجود دارد که   ...

ادامه مطلب

آرشیو سرمقاله
آمار سایت

صفحه اول > آرشیو > شماره 5 نیمه اول مهر 1385


اجتماعی: جان جوان سرآسیابی گرفته شد
 

دستور رئیس شورا و شهردار جان جوان بیست و سه  ساله سرآسیابی را گرفت

مطلع شدیم در سرآسیاب جوانی 23 ساله به نام مهرداد بیگدلو بر اثر حمله قلبی و به علت عدم دسترسی به اورژانس برای انتقال به بیمارستان و در واقع اهمال و کوتاهی مسؤل آتش نشانی بخش ملارد که آمبولانس در اختیار داشته و از وضعیت وخیم مهرداد هم مطلع بوده اما از دادن آمبولانس و انتقال فوری بیمار به بیمارستان امتناع ورزیده، بامداد روز نهم شهریور ماه درگذشته است.

برای عرض تسلیت و اطلاع بیشتر از ماجرا خدمت خانواده مرحوم مهرداد بیگدلو رسیدیم برادر متوفی گفت: شنبه سوم شهریور ماه مهرداد به همراه خواهرم به درمانگاه خورشید مراجعه کرده و دکتر بعد از معاینه گفته است که ایشان مشکل قلبی دارد و باید در بیمارستان بستری شود. بنابراین برادرم را طی نامه ای به بیمارستان تأمین اجتماعی شهریار معرفی کرده است، خواهرم به همراه مهرداد به بیمارستان رفته و دکتر پس از معاینه ومطالعه تشخیص دکتر درمانگاه گفته که ما این بیمار را بستری نمی کنیم، ایشان بیمار سرپایی است و خلاصه به دلایل مختلف از بستری کردن مهرداد سرباز زده اند. روز نهم شهریورماه ساعت یک بامداد دوباره حال مهرداد بد شد و گفت قلبم درد می کند و سرم تیر می کشد با اورژانس تماس گرفتیم گفتند پنج دقیقه دیگر می آییم 30 دقیقه گذشت خبری نشد ما مهرداد را به درمانگاه خورشید رساندیم دکتر کشیک وقتی مهرداد را در آن وضعیت دید گفت باید حتماً سریعاً ایشان با آمبولانس مجهز به اکسیژن به بیمارستان امام خمینی (ره) کرج منتقل شود، به دلیل اینکه آمبولانس درمانگاه خورشید به محل دیگری اعزام شده بود مجدداً با مرکز 115 تماس گرفتیم که گفتند ما به درمانگاه خورشید آمبولانس نمی دهیم، ما توضیح دادیم که آمبولانس به محل دیگری اعزام شده ولی باز هم اقدامی نشد شخصاً به مرکز اورژانس واقع در آتش نشانی ملارد مراجعه کردم و حال برادرم را توضیح دادم حتی یکی از پرسنل شهرداری همراه من به درمانگاه خورشید آمد و از نزدیک حال ایشان را مشاهده کرد اما عبدالملکی مسؤل آتش نشانی اولین سؤالی که از من پرسید این بود که آیا شما ملاردی هستید؟ در آن وضعیت برای من جای سؤال بود که چه فرقی می کند من ساکن کجا و چه محله ای هستم بعد هم ایشان اعلام کرد ما آمبولانس داریم اما نمی توانیم در اختیار شما بگذاریم طبق گفته شهردار (سمیع پور) و ریاست شورا (بیات) این آمبولانس برای مواقع ضروری است. حالا سؤال این است که مواقع ضروری چه مواقعی است؟ آیا آمبولانس را برای گردش نیاز داشتیم؟ چه زمانی حادتر از لحظه ای که بیماری مشکل قلبی داشته باشد و طبق نظر پزشک باید با مراقبتهای پزشکی سریعاً به بیمارستان منتقل شود؟ در آن لحظه من گفتم هر چقدر پول نیاز باشد پرداخت می کنم اما گفتند مسئله پول نیست آمبولانس برای داخل شهر است.

آیا ملارد بیمارستان یا مرکز درمانی و اورژانس دارد که آمبولانس در داخل شهر تردد کند؟ حتی من پرسیدم خدایی اگر اقوام خودتان هم بود اینطور برخورد می کردید؟ گفتند نه آنموقع وضعیت فرق می کرد. در حالیکه دکتراعلام کرده بود مهرداد باید سریعاً به بیمارستان منتقل شود و هر لحظه حکم مرگ و زندگی را داشت، قریب به 45 دقیقه ما در آتش نشانی مشغول جلب رضایت مسؤل آن برای گرفتن آمبولانس بودیم. برای چندین نفر وضعیت مهرداد را تشریح کردم حتی مادرم به آنجا آمد التماس و تمنا کردیم اثری نداشت عاقبت مجبور شدیم بر خلاف نظر دکتر مهرداد را با ماشین سواری در طول مدت حدوداً 10 دقیقه به بیمارستان تأمین اجتماعی شهریار رساندیم که مهرداد 30 دقیقه بیشتر نفس نکشید و فوت کرد.

هر چند که مرگ و زندگی دست خداوند است اما آیا عادلانه است که جوانی بدون هیچ سابقه بیماری بطور اتفاقی دچار حمله قلبی شود و بخاطر کوتاهی و بی وجدانی عده ای انسان بی مسؤلیت جان دهد؟

اکنون نه به دلیل اینکه فوت برادر جوانم من و خانواده ام را عصبی و ناراحت ساخته، بلکه در مقام یک انسان می پرسم:

آقای شهردار و ریاست شورا اگر فرزند یا خانواده خودتان بود یا اینکه اگر ما از اطرافیان شما بودیم باز هم همین برخورد را مسؤل آتش نشانی با ما می کرد این قانونی که از آن دم زده می شود آیا در آن حالت هم مصداق داشت و عملی می شد؟

حرفهای مادر مهرداد در مورد جوان 23 ساله اش حقیقتاً غم انگیز بود اما متأسف شدن و غم خوردن ، مهرداد را به آغوش خانواده باز نمی گرداند روحش شاد. قطعاً از دست رفتن جان این جوان و داغدار شدن ابدی خانواده اش در تاریخچه این شهر ثبت می شود و امید است مسؤلین امر با افراد بی مسؤلیتی که مسبب مرگ این جوان شده اند برخورد قاطعانه کنند و از این پس مسؤلانه همانگونه که انسانیت و رضای الهی حکم می کند در مقابل شهروندان عمل کنند تا شاهد مرگ مهردادها و اشک مادران نباشیم.