به قلم سردبیر

 شهروز احدی-کارشناس مدیریت

به کدام امین اعتماد کنیم؟

برخی موضوعات در حدی از اهمیت قرار دارند که فراموش کردن آنها از عقل سلیم به دور است.

حیف و میل بیت المال در شهرداری ملارد یکی از همین موضوعات است که متأسفانه به عنوان نقطه سیاه در تاریخ شهرمان ثبت خواهد شد.

ضمن آنکه عدم حاکمیت تدبیر بر مجموعه حوادث مرتبط با این موضوع فرصت را برای برخی فراهم نموده است که اندک درآمد شهرداری به بیراهه رود.

نکاتی در حاشیه این حیف و میل وجود دارد که   ...

ادامه مطلب

آرشیو سرمقاله
آمار سایت

صفحه اول > آرشیو > شماره4نیمه دوم مرداد 1385


اجتماعی:ثروتمندان ستون جامعه اند
 

ثروتمندان ستون جامعه اند

در بیانات رهبران اسلام، مسئله ثروت با تمام آثارش و با تمام خصوصیتش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در هر مورد یاد آوریهای لازم به عمل آمده است. اسلام می گوید: مال وسیله است، نه هدف و مردم باید به وسیله مال به نیکبختی دنیا و آخرت نائل گردند. ثروت در جامعه، به منزله خون است در بدن انسان همانطور که خون باید در سراسر بدن در گردش باشد و در تمام رگها و مویرگها جریان داشته باشد تا هر کدام از اعضا و اجزا و سلولهای بدن به قدر احتیاج و به تناسب نیاز و موقعیت از آن استفاده کنند. مال هم باید در میان تمام طبقات اجتماع گردش کند تا همه افراد از آن استفاده کنند و زندگی هم تأمین شود. اگر خون فاسد باشد یا در یک منطقه از بدن توقف کند و لحظه ای از گردش باز ماند، به هر عضوی که خون نرسد بیماری و مرگ آنرا تهدید می کند و چه بسا منجر به مرگ و نابودی عمومی بدن می گردد. اغنیا و ثروتمندان باید سرمایه خود را در راه بهبودی و رفاه حال طبقات محروم مورد استفاده قرار دهند و تهیدستان را از مال خود بهره مند سازند. امیرالمومنین علی (ع) اغنیا را یکی از ستونهای کاخ سعادت جامعه می داند، مشروط  بر آنکه در انجام وظایفی که خداوند بر آنها مقرر کرده کوتاهی نکنند و گرفتار بیماری حرص و بخل نشوند. بر خلاف آنچه برخی از افراد سطحی نگر و بی اطلاع فکر می کنند، اسلام نه تنها با مال مخالفتی ندارد بلکه آنرا وسیله بقاء و دوام جامعه می داند که بدون آن اجتماع قوامی نخواهد داشت. از طرف دیگر مقررات اقتصادی اسلام که در متن قرآن کریم و در بیانات رهبران عالیقدر اسلام مشاهده می شود نشانه ارزش و اهمیتی است که مال و ثروت در نظر اسلام دارد و اگر غیر از این بود یعنی مال و ثروت از نظر خداوند مردود و منفور بود، هرگز درباره آن سخن نمی گفت و برای آن حدود و مقرراتی تعیین و تشریح نمی فرمود. بدون تردید ثروت ممکن است افراد را به بیماریهای کبر، ریا، خودپسندی، بخل، سرکشی، ستم و نظایر آن مبتلا کند در نتیجه به سعادت آنان و جامعه آسیب برساند. شاید بعضی از ثروتمندان این هشدار علی (ع) را سرسری بگیرند و مغرورانه تصور کنند که ثروت آنها فنا ناپذیر و این نعمتها جاودانی است ولی نگاه به تاریخ گذشتگان نشان می دهد که این حقیقت انکارپذیر نیست و ثروتمندانی که اموال خدا را در راه گناه به کار انداختند یا دست به اصراف و تبذیرهای ظالمانه زدند و حق بندگان خدا را ندادند روزی به خاک سیاه نشستند و خدا نعمت خود را از آنها گرفت و در اختیار افراد دیگری قرار داد. یعنی کسانیکه از انفاق بهره برداری صحیح و از ثروتهایی که خدا در اختیارشان گذاشته خودداری می کنند، گمان نکنند که این کار به نفع آنهاست نه این عمل، مایه بدبختی و سیه روزی آنها و طوق عذابی است که در قیامت به گردن خواهند داشت و میراث آسمانها و زمین از آن خداست و خدا به تمام اعمال شما آگاه است. در همین رابطه پیامبر عالیقدر اسلام در مقایسه میان فقر و غنا و اینکه کدامیک برای سعادت انسان بهتر است می فرماید: الفقر خیر من الغنی الا من حمل فی معزم واعطی فی نائبه یعنی تهی دستی از ثروت بهتر است مگر ثروتمندی که قرض اشخاص پریشان حال و مقروض را ادا کند و آنرا از زیر بار قرض فشار زندگی نجات دهد و با ثروت خود به مسلمانان بی بضاعت و گرفتار کمک کند. تهی دستی از ثروت بهتر است زیرا یک مسلمان تهی دست مسؤلیتی نسبت به طبقات محروم ندارد در حالیکه یک مسلمان ثروتمند موظف است از ثروت خود به نفع جامعه بهره برداری کند و آنرا در راه رفاه و آسایش برادران دینی خود بکار برد. اسلام با گدا پروری بشدت مبارزه کرده و به اشخاص که توانایی کار کردن دارند اجازه گدایی و درخواست کردن از مردم را نمی دهد و اگر چنین اشخاصی دست به گدایی بزنند مرتکب خلاف شده اند و پولی را که دریافت می کنند حرام است.