شصت و شش نفر در سال گذشته در شهر ملارد خودکشی کردند
شنیدن این خبر که درهفته نامه نسیم بامداد شهر ملارد بازگو شده بود حاکی از مسائل بسیاری است و احتیاج به تفسیر و مطالعه چند جانبه دارد. اگر از جنبه های مالی و اقتصادی آن صرف نظر کنیم با توجه به زمینه های کاری اینجانب و به دلیل ارتباط رو در رو با خانواده ها در جلسات آموزش خانواده مسائلی به شرح زیر به عنوان علل قابل پیشگیری وقوع چنین حوادثی برایم روشن شده که وظیفه دانستم بدین وسیله آنها را به اطلاع عموم برسانم.
همه می دانیم خودکشی آخرین مرحله افسردگی یا مرحله حاد بیماریهای روانی است و شخص افسرده قبل از اقدام به این کار چه مشکلات و مسائلی برای خود و دیگران قبل از تصمیم خود به وجود آورده شاید برای خیلی ها روشن نباشد و مهمترین قسمت قضیه عواقب همان مشکلات است که باید مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار گیرد اما اقداماتی که تأثیرگذارند در جلوگیری از وقوع چنین حوادثی می تواند باشد حداقل در بین آنهایی که اعتیاد و مشکلات مستقیم مالی ندارند به شرح زیر است.
1- تأسیس مجتمع بهزیستی با خدمات رفاهی برای بیماران روانی که شهر ملارد فاقد آن می باشد.
2- شناسایی بیماران و افسرده ها با تربیت مددکاران اجتماعی برای رفاه حال خانواده ها و نباید فراموش کرد که خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و زیربنای شهر و روستا خانواده است.
3- بالا بردن اطلاعات عمومی مردم برای استفاده از فضاهای سبز طبیعی منطقه با هر امکانی که برایشان مقدور است زیرا اکثر ساکنان منطقه مهاجران روستایی هستند که از دامن طبیعت به زیر زمین های تنگ و تاریک و یا آپارتمانها پناه آورده اند.
4- تشویق مردم به کاشت حداقل یک درخت جلوی هر خانه اگر حیاطی ندارند اگر در کوچه و خیابانهای سرآسیاب خوب دقت کنیم اثری از درخت و شمشاد نمی بینیم غیر از ساختمانهای قدیمی (فضای سبز بلوار رسول اکرم که در طی دو سال به این زیبایی شده و البته با همت مالی یا مشغله کاری نشانه بی نیازی از هوای سالم و محیط سرسبز و زیبا نمی باشد)
5- جا انداختن این موضوع که روان فرد بسیار مهمتر از جسم اوست و همانطور که فرد برای مداوای جسم خود به دندانپزشک، پزشک عمومی، جراح و متخصص مراجعه می کند برای معالجه اعصاب و روان هم باید این کار را بکند و ناراحتی روحی عیب نبوده دلیل مستدل بر دیوانگی فرد نیست یا معالجه درمان خواهد شد.
6- تشویق مردم به تعامل گروهی، شب نشینیهای بی غل و غش و بدون تشریفات برای بیان قصه های عامیانه و افکار و اندیشه های خود را با همین مورد خیلی از توهمات، حسادتها، بدبینی، احساس تنهایی، احساس پوچی و ... از بین می رود. پر کننده تمام اوقات روستائیان چند سال بود که از تلویزیون و رادیو هم بی بهره بودند.
7- به وجود آوردن فرهنگ قناعت و خشنودی از آنچه که داریم متأسفانه در حال حاضر بیشتر مردم به آنچه که دارند قانع نیستند و با این تصور هیچ وقت خودشان را تأمین احساس نمی کنند.
حسرت زندگی دیگران بدون در نظر گرفتن موقعیت شغلی، اجتماعی، اقتصادی و زمینه های مالی خانوادگی غیر از خودآزاری و یا نقشه های فاسدی که شخص را یا به دام دزدی و فساد می اندازد و یا به خودکشی وا می دارد نتیجه دیگری ندارد.
باید این مطلب در بین مردم جا بیافتد که هنگام مقایسه خود با دیگران از جنبه مالی همیشه پایین را نگاه کن که احساس غنی پیدا کنی نه اینکه بالا را نگاه کرده و دچار حسد و خودخوری بشوی.
8- پرهیز از خشونت در برخورد با جوانان و نوجوانان چه در جامعه و چه در خانواده زیرا برخورد خشن عیب جویی و تذکرهای مکرر به نوجوان آنها را پرخاشگر، قدرناشناس و عاصی بار می آورد و از فعالیت سالم باز می دارد در نهایت پدر و مادر احساس می کنند زحمتهایشان هدر رفته یا نوجوانان احساس خلاء و کمبود محبت می کنند.
9- در انجام امور اداری و وظایف شغلی در هر قسمت ارباب رجوع را از خود بدانیم زیرا اگر در یک محل ما مسؤل و مجری انجام کاری هستیم در محل دیگری ارباب رجوع خواهیم بود و تاوان برخورد نامناسب خود را می بینیم و همچنین ما هم عضو جامعه سالمی هستیم که خود آن را می سازیم.
10- هر کس فکر نکند اگر کار در جایی به خوبی انجام نشده کس دیگری مسؤل است و سعی نکنیم با مشاهده کوتاهی ها و کمبودها حکومت را مقصر جلوه دهیم همیشه به این فکر باشیم که ما هم به عنوان عضوی از جامعه در بروز مشکلات سهم داریم و برای رفع آن اقدام کنیم یا مقامات مربوطه را در جریان امور قرار دهیم.