|
صفحه اول > آرشیو سرمقاله
شماره 4 نیمه دوم مرداد 1385 خانواده کانون تمرین دموکراسی است همانطور که در شماره قبل توضیح داده شد اگر ملتی بخواهد در امر توسعه و آبادانی گام بردارد می بایستی از یک نظام مدیریتی علمی و ارزشی بهرمند باشد که لازمه آن توجه به ایجاد و توسعه سازمانهای محلی است حال در این شماره به بررسی این نکته که ایجاد و توسعه سازمانهای محلی چه تأثیری در رشد اجتماعی مردم دارد می پردازیم. مفهوم دموکراسی حقیقی یعنی حکومت با میل و رضای مردم یا حداقل با رضایت اکثریت مردم، معمولاً هنگامی مصداق می یابد که از کوچکترین مؤسسات اجتماعی یعنی خانواده شروع شود. اگر افراد بالغ یک خانواده بتوانند در مسائل خانوادگی یا سایر مسائل نظرات افراد خانواده را با صبر و حوصله تحمل و سپس به نظر اکثریت تمکین کنند طبیعی است خواهند توانست در محیط خارج از خانه نظرات دیگران را ولو مخالف و به ضررشان باشد تحمل و از رأی اکثریت پیروی نمایند. خانواده، کانون تمرین دموکراسی است و کسانیکه درس دموکراسی را در خانه آموخته اند علاوه بر اینکه با فراخ اندیشی و سعه صدر به نظرات مخالف توجه می کنند اصولاً به سبب تمرین مستمر در مشورت برای حل مشکلات دارای ورزیدگی و استعدادی ممتاز می شوند. به نظر می رسد دموکراسی حقیقی از مدرسه شروع می شود که در واقع نوعی خانه برای زندگی دسته جمعی است. به حق می توان گفت: ایجاد سازمانهای محلی سنگ زیر بنای حکومت دموکراسی است. پس از خانه و مدرسه، سازمان محلی یک آموزشگاه دموکراسی است. در این مدرسه است که مردم به مفهوم واقعی دموکراسی آشنا می شوند و فن حکومت مردم بر مردم را یاد می گیرند، به همین جهت آشنا کردن مردم به سازمانهای محلی و اینکه هدف این سازمانها چیست و به چه ترتیبی می توان آنها را بهتر اداره کرد نه تنها برای کسانیکه به نحوی از انحاء با امور و مسائل مربوط به سازمانهای محلی سروکار دارند مفید است، بلکه آشنایی به این امور برای مردم عادی محل نیز دارای فایده زیاد است. در نقاطی که قانون، ایجاد سازمانهای محلی را اجازه داده است خواه ناخواه اکثراً این حق هم به مردم داده شده است که بتوانند در مواردی که قانون تعیین کرده به عنوان یک رأی دهنده در امور شهر اظهار نظر و به انتخاب اعضای شورای شهر اقدام نمایند. فرد عادی ممکن است به عنوان عضو شورای شهر، شهردار یا عناوین دیگر تصدی مقامات محلی را عهده دار شود. انجام این امور یک مسئولیت ساده نیست. قبول این مسئولیت ها بدون اطلاع از ماهیت و طبیعت سازمانهای محلی و توجه به نحوه استفاده از حقی که قانون به افراد داده است خالی از اشکال نیست. مسئله شرکت مردم در امور محل، مردم را به نحوه استفاده صحیح از آزادیهای قانونی آشنا و در مسائل مربوط به دموکراسی آزموده و مجرب می کند تا با این تجارب در سطح بزرگ مملکتی نیز بتوانند منشاء اثر باشند و بدین ترتیب است که منابع انسانی شایسته و لازم برای سر تا سر مملکت تهیه و تأمین می گردد. گاهی ممکن است از اختیارات محلی سوء استفاده شود. جهل مردم عادی با اغراض خاص موجب رکود و حتی سیر قهقرائی امور محلها می شود. ولی با این بهانه نباید راه ترقی طبیعی جامعه را سد کرد. این راهی است که باید طی شود. تمام کشورهای پیشرفته جهان کم و بیش به این وضع دچار بوده و بر اثر حمایت و پشتکار بالاخره کلیه مشکلات را پشت سر گذاشته و موقعیت امروز را به دست آورده اند. فسادی که در شهرداری های آمریکا تا قبل از جنگ جهانی دوم وجود داشته نمونه بارزی از این قبیل است ولی این مفاسد سیر تکاملی دموکراسی محلی آمریکایی را دچار وقفه و تعطیلی نکرد. در سطح محل چنانچه شرایط مساعدی وجود داشته باشد مردم دموکراسی را عملاً می آموزند و به استفاده از حق قانونی خود خو می گیرند و می آموزند که چگونه اشخاص را کاندید و برای موفقیت آنها در انتخابات کوشش کنند. می آموزند که چگونه نتیجه کار نمایندگان خود را ارزیابی کنند و در مواقع انتخاب مجدد با دادن رأی مثبت یا منفی به او پاداش مناسب بدهند. می آموزند به کسانی رأی دهند که در تصمیم گیری که اساس مدیریت است احساسات آنان غالب بر عقلانیت نباشد، می آموزند به کسانی رأی دهند که توان و شهامت پاسخگویی داشته باشند، می آموزند که پوسترهای رنگارنگ آنچنانی شهر را نخواهند ساخت، می آموزند به کسانی رأی دهند که ثبات فکری داشته باشند، می آموزند به کسانی رأی دهند که مصالح عمومی را فدای قومیت نکنند و... اگر چه در انجام وظایف همیشه موفق نیستند و گاهی ممکن است با تمام تلاشهایی که می نمایند آدمهای خوب انتخاب نشوند و یا اینکه در شناسایی اشخاص دچار اشتباه شوند و نتیجه عمل آنها به ضرر محل باشد. راه صحیح بالاخره منجر به توفیق خواهد شد و این توفیق که به مرور زمان و با پختگی عقلی و ورزیدگی کافی بدست می آید بسیار عمیق و ریشه دار خواهد بود و زحماتی که برای تحصیل آن تحمیل می شود متناسب با اهمیت و عظمت هدف است. خوبی و بدی سازمانهای محلی تا حد خیلی زیادی بستگی به صلاحیت و هوشیاری و آگاهی مردم دارد و اینها عوامل خلق الساعه نیستند و تا کادری ورزیده و ارزنده برای شهر یا یک محل بدست آید سالها وقت و تعلیم و تربیت در مسائل مربوط به دموکراسی لازم است. اگر حکومتهای محلی به معنای واقعی کلمه بوجود آیند آن وقت مردم هر محل خود نیازهای محلی را تشخیص می دهند و از منابع مالی محلی که در اختیار آنها قرار داده شده است عوارض و مالیات وصول می کنند و سازمانهای لازم را برای اداره امور محلی بوجود می آورند و با نیروی انسانی، وسائل و ابزار مورد لزوم آنها را مجهز می سازند و خود در اجرای سیاستها، خط مشی ها و برنامه های محلی خویش اقدام می کنند . مشارکت دادن مردم در سرنوشت امور محلی خود تنها با اعطای حق اظهار نظر مشوررتی به آنان تأمین نمی شود مشارکت مردم در اداره امور محلی خود با داشتن اختیار تصمیم گیری حاصل می گردد و اختیار تصمیم گیری هم مستلزم فراهم آوردن امکانات گوناگون برای اجرای تصمیم ها، سیاستها و خط مشی های متخذه در محل است به بیانی دیگر اختیار تصمیم گیری در امور محلی نمی تواند مجزا از اختیار اخذ تصمیم های مالی برای فراهم کردن امکان اجرای سیاستها و تصمیمهای متخذه محلی باشد، اگر به مردم بگوییم بیایید در اداره امور محلی خود که حاکم بر سرنوشت شما است، شرکت کنید و مقدرات خود را در دست گیرید، اگر در عمل احساس کنند که منظور از مشارکت دادن آنان چیزی جز این نیست که نظر مشورتی بدهند و این نظر مشورتی اغلب مورد توجه قرار نگیرد، دلایل منطقی و موجه به آنها ارائه نگردد و موضوع به بحث و تبادل نظر واقعی و همه جانبه گذارده نشود، دیگر چگونه می توان انتظار داشت که مردم حتی با دادن نظر مشورتی در زمینه اداره امور حکومت محلی خود تشویق و ترغیب شوند. مردم را باید هر چه بیشتر در اداره امور داخلی خود و اخذ تصمیم ها و سیاستهایی که مستقیماً با سرنوشت آنها بستگی پیدا می کند، شرکت داد، این مشارکت مردم در اداره امور جامعه محلی خود باعث می گردد که چشمان خود را بر روی حقایق محیط اجتماعی خویش باز نگه دارند. نیازهای دسته جمعی را دریابند، به نظام سازمانی و اداری حاکم بر مقدرات خود بنگرند و به نقایص و مشکلات موجود در آن واقف گردند. این دید واقع بین فکر آنان را به کار می گیرد، در این مواقع است که اغلب تردید منطقی به وجود می آید، به درست و صحیح بودن نظام اداری موجود شهر و روستای خود و نحوه رهبری حکام محلی شک می کنند و به دنبال این شک وتردید ناگزیر سؤالاتی را برای خود و دیگران مطرح می سازند و به دنبال جواب سؤالات خود می روند و اینجاست که مسئول مربوطه موظف به پاسخگویی است.
|